تبليغاتX
حس مخفی یک زن
نوشته های احساسی زنی که فرزندانش را دوست دارد

 برای دوستان همراه ( قسمت اول )

سالها بود که به علت مشغله ی زیاد شغلی و تحصیل کردن احساسمو چک نمی کردم همه ی هدفم قشر زن بود و حمایت اون تا اینکه به یک باره اتفاقی افتاد مجله ای حذف شد و من .......

بر می گردم به چند  سال قبل روزی که حس تنهایی  منو کشوند به دنیای مجازی رشته ای که می خوندم بی ارتباط با ارتباط نبود بنابر این طبیعیه که اومدنم به دنیای مجازی مثل بقیه نباشه شروع کردم به کار کردن و تحلیل محتوای پیامهای ارتباطی و از این جور روشنفکریها و خیلی جالب بود که توی مسنجر با کسی چت رو شروع کردم

اون :چند سالته

من : مگه فرقی هم داره من فقط یک آدمم

اون : جنسیتت چیه

من : انسان

اون :متاهلی یا مجرد

من : ای بابا بزارید راحت از اعتقادات هم بدونیم دوستی دو تا آدمیزاد بی هیچ کلکی بی هیچ دروغی بیا همدیگرو مجبور نکنیم که دروغ بگیم و با نیرنگ شروع کنیم

حالا خودم هم خوب می دونستم که اگر سن منو بگم بدونه ممکنه  در بره یا اگه بگم زنم شروع می کنه به ادای عاشقارو در آوردن و من هم اینو نمی خواستم همه چی هرروز با سیاست شروع می شد و من که تا گردن تو سیاست غوطه ور بودم لذت می بردم چون زاویه ی دید دیگه ای پیدا شده بود کسی که به نظر می رسید منو کامل می کنه نه پای عشق تو کار بود و نه عاشقی نه اون منو می شناخت نه من اونو نه جنسیت مطرح بود گرچه هر دو خوب جنس همو شناخته بودیم ولی دوستی ای بود پاک بی غش و دوست داشتنی یک روز اومد و یک وب لاگ بهم هدیه کرد و من اولین وب لاگمو اینجوری  بدست آوردم وب لاگی با موضوع زن و سیاست و مسایل اجتماعی  چند وقت گذشت سر یک  بحث مثلا اومد خودشو لوس کنه وب لاگو حذف کرد   شاید باور نکنید دقیقا انگار نیمی از من مرد  یک هفته ی تمام وجودم مختل بود بخشی از من که مکتوب می شد از بین رفته بود  من هرگز اهل فرافکنی نبودم اولین هدیه ی ساده ای که منو وادار به بیرون ریزی افکار کرده بود ساده از بین رفته بود  اونجا بود که تصمیم گرفتم یک وب لاگ برای خودم تاسیس کنم این وب لاگ رو ساختم جایی که کسی منو نشناسه و من راحت احساسمو بیان کنم از اونجایی که اصولا ما زنهای ایرانی خیلی راحت نمی تونیم احساسمون رو بیان کنیم  چون یک عمر رومون کار فرهنگی شده تو سرمون زدن که زن خوب زن ساکته دختر خوب فلان کارو نمی کنه و خلاصه از این حرفا پست سوم چهارمو که گذاشتم خواستم احساسات زنانه ام را عریان از همه ی  فشارهای فرهنگی  بنویسم گاهی بد نیست آدم به حسهای مخفی  یک زن دست پیدا کنه موضوعاتی مثل حس یک زن وقتی بارداره  یا حس یک زن وقتی واژه ی دوستت دارم رو می شنوه و خیلی چیزای دیگه  اما .... کسی تو پیغامهای خصوصی جوری برام می نوشت که از نوشتن احساساتم حس نا خوشایندی پیدا می کردم  با خودم فکر کردم مجاز هرچند گاهی دست آدمو باز می زاره تا  نوشت هاتو هدیه کنی به اونهایی که مایلند بخش پنهان تو رو کشف کنند اما گاهی این حرفارو هم داره چون ممکنه تورو اشتباه بگیرند

ادامه دارد 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 11:12  توسط حس مخفی   | 

فاتح شدم خود را به ثبت رساندم

من باز هم بر می گردم

احساس من عالی است  احساس من عشق و توانمندی است  من فرشته ی زیبای درونم را از اسارت همه ی زنجیرهای بدبینی و منفی نگری و دشمنی ، ناتوانی و ناامیدی آزاد کرده ام واینک کاملا رها هستم تا به هر آنچه که بخواهم برسم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 10:42  توسط حس مخفی   | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 10:37  توسط حس مخفی   |