|
|
|
|
|
باز هم سپيدي کاغذ وسوسه تکرار اسم توست. و قلمي که در آغوش انگشتانم،شهوت نوشتن را بيدار ميکند... به وسوسه ها دل ميسپارم و قلم بر کاغذ مينهم... نام تو شروع هر کتيبه ايست.... تکرار.....تکرار.....تکرار.....، سپيدي کاغذ رو به سياهي ميگذارد و غرور چشمانم به اشک مبدل ميشود در نهايت بغضي که راه تنفسم را مسدود کرده،ميشکند... يک دنيا حرف ناگفته. و بازهم مينويسم |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 12:27 توسط حس مخفی
|
|
||