|
|
|
|
|
طعم شور پفک مرا با خود به خلصه ی زمان بچگی می کشاند آن زمان که شادیهامان رنگ ریا نداشت و کذب نبود خنده هامان مستانه و مهمانیهامان مهمانی نور و پرنده بود رقصهامان صوفی وار و بقل هامان جایگاه مهرورزی و بازوان عریانمان پر از معصومیت کودکانه بود که محبت می پراکند و عشق ارزانی می داشت بی آنکه مورد تهمت قرار گیرد سیاست نون و آبمان نبود به تکه ای نان تازه دلخوش می شدیم هربار که بزرگ بودن و غم روزگار کلافه ام می کند کافی است کنجی بنشینم و پفکی را مزه مزه کنم و چشمانم را ببندم و خیالم را رها کنم تا به یاد بیاورم که احساسم هنوز بچگی را شادی را سرمستی و سرخوشی را از یاد نبرده است وای باز طعم پفک و مزه ی شور دلنشین بچگی |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 12:25 توسط حس مخفی
|
|
||